سه شنبه , اردیبهشت ۴ ۱۳۹۷
خانه / آموزش و پرورش / مدیریت کلاس قسمت دوم

مدیریت کلاس قسمت دوم

مدیریت کلاس قسمت دوم

یادگیری

مدیریت زمان

می‌توان مدیریت زمان را مترادف با خود مدیریت دانست. مدیریت زمان عبارت است از در اختیار گرفتن زمان و کار خویش و اجازه ندادن به اینکه امور و حوادث مدیر را در اختیار بگیرد و او را هدایت کند. مدیریت زمان شامل مهارت‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، اجرا و کنترل است.

قوانین مرتبط با مدیریت زمان

قانون پارتو: پارتو، اقتصاددان ایتالیایی در قرن نوزدهم میلادی به این نتیجه رسید که ۲۰ درصد جمعیت ایتالیا،۸۰ درصد ثروت این کشور را در اختیار دارد. بعدها بر این اساس اصل ۲۰-۸۰ یا قانون پارتو در سایر زمینه‌ها مطرح شد. بنابراین هنگام مواجهه با فهرستی از کارها باید دانست که شاید دو یا سه فقره از آن‌ها حیاتی است و برای اثربخشی بیشتر لازم است بر آن‌ها متمرکز شد، تمرکز فکری بر آنچه برای انسان باارزش‌تر است، آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به انسان می‌بخشد حتی به قیمت نادیده گرفتن برخی کارهای کم‌ارزش‌تر.

قانون پارکینسون: اشاره دارد به این‌که کارها با توجه به زمانی که ممکن است صرف آن‌ها شود گسترش می‌یابد و این گستردگی به میزان و ماهیت کار ارتباط چندانی ندارد. می‌توان کار را در زمان بیشتر شاخ و برگ داد که این به کار اصلی ارتباطی ندارد و سودمند هم نیست. به اعتقاد پارکینسون همیشه برای پر کردن وقت، کار وجود خواهد داشت.

قانون دقیقه نود: که اشاره به موکول کردن و انجام دادن یک کار در دقایق پایانی، دارد. از عوارض آن اینکه در دقایق پایانی فشار زیادی بر خود و دیگران وارد می‌کنند، امکان بروز اشتباه زیاد می‌شود ومعمولا در زمان باقیمانده کار کم‌ارزش و ناقصی عرضه می‌شود.

کاربرد راهبردهای آموزشی در چارچوب زمانی: عامل کلیدی در برنامه‌ریزی درسی در نظر گرفتن ظرفیت دانش آموزان است. مطابق تحقیقات انجام‌شده میانگین توجه ظرفیت توجه شنونده‌ای بزرگ‌سال ۱۸ دقیقه است. برای تخمین زمانی که بچه‌ها طی آن توجه دارند، عدد ۲ را به سن آن‌ها بیفزایید. اگرچه دانش آموزان مقطع راهنمایی و متوسطه نیز توجه بیشتری در کلاس به درس مبذول می‌دارند، ولی بیشتر دانش آموزان بیش از ۱۰ دقیقه توجه چندانی به سخنرانی ندارند.

ارتباط بین زمان و یادگیری: برلینر: دانش آموزان روی‌هم‌رفته آنچه را مطالعه می‌کنند یاد می‌گیرند و میزان یادگیری آن‌ها تا حدود زیادی بستگی به این دارد که چه مدت‌زمانی عملاً به مطالعه می‌پردازند. در پژوهشی در همین رابطه معلوم گردید گرچه یک معلم ممکن است ۵۰ دقیقه را به ریاضیات اختصاص دهد، اما ممکن است یک دانش‌آموز صرفاً ۷ یا ۸ دقیقه را واقعاً به یادگیری ریاضیات بپردازد. مدت‌زمان درگیری واقعی یک دانش‌آموز ممکن است کمتر از ۲۰ درصد از زمان تخصیص‌یافته باشد.

مهارت‌های مدیریت زمان به‌منظور افزایش درصد زمان درگیری فراگیران در فعالیت‌های آموزشی در زمان اختصاص‌یافته در نظر گرفته‌شده است. این مهارت‌ها شامل فن‌هایی از این قبیل است:

 نظارت بر تکالیفی که در کلاس باید انجام شود

 کاهش صحبت‌های بیهوده

 حفظ یک فضای پرداختن دقیق به فعالیت

 زمان گذر و انتقال از موضوعی به موضوع دیگر را به حداقل برسانید

فرصت برای یادگیری: یعنی فرصت دادن به دانش‌آموز تا آنچه را که به او تدریس شده است یاد بگیرد. گاهی معلم موضوعات پیچیده‌ای را مطرح می‌کند، اما فرصت کمی را برای فراگیران فراهم می‌کند تا به‌طور عملی به یادگیری موضوع بپردازند یا اینکه موضوع درسی بدون این‌که پیش‌زمینه لازم برای آن فراهم شود با سرعت زیادی تدریس می‌شود، یا ازآنجاکه مدت‌زمان کوتاهی برای تدریس در نظر گرفته‌شده است، موضوع به‌درستی کامل ارائه نمی‌شود.

زمان انتظار: عموماً به مدت‌زمانی اطلاق می‌شود که بین طرح پرسش از سوی معلم و ارائه پاسخ از سوی دانش‌آموز قرار می‌گیرد. اغلب معلمان به‌خصوص در ارتباط با سؤال‌هایی که مستلزم تفکر انتقادی هستند زمانم انتظار کافی به دانش آموزان نمی‌دهند.

مدیریت فضا

فورد استیل (۱۹۷۳) چهار کارکرد اساسی را برای فیزیکی کلاس‌ها در نظر می‌گیرد که عبارت‌اند از:

کارکرد امنیتی: الف) امنیت فیزیکی – که افراد را از بدی آب‌وهوا، صدا، و سرما یا گرمای بیش‌ازحد محافظت می‌کند. گاهی معلمان و دانش آموزان باید برای سروصدای خیابان‌ها، پنجره‌های شکسته، و سقف‌های نامناسب چاره‌اندیشی کنند یا با آن کنار بیایند.

امنیت روانی: اغلب امنیت فیزیکی در مدارس ایجاد می‌شود، ولی به ایجاد امنیت روانی و این احساس که دانش‌آموز در فضایی ایمن و راحت قرار دارد، توجهی نمی‌شود. گاهی دانش‌آموز مورد آزار و اذیت همکلاسان یا دانش آموزان قلدر مدرسه قرار می‌گیرد، در کلاس نیز گاهی قیافه دانش‌آموز، صدای دانش‌آموز، ناتوانی‌های او در یادگیری، پاسخ‌های غلط او به معلم و سؤالات درسی دانش‌آموز از طرف همکلاسان و یا حتی خود معلم مورد تمسخر و توهین قرار می‌گیرد، وسایل و لوازم‌التحریر او به سرقت می‌رود و درمجموع در مدرسه احساس آرامش و امنیت روانی نمی‌کند که مطمئناً این موضوع بی‌تأثیر بر عملکرد تحصیلی او نخواهد بود.

کارکرد اجتماعی: از زمانی که دانش آموزان در کلاس دسته‌بندی می‌شوند و قادر خواهند بود با یکدیگر تماس برقرار کنند، کارکرد اجتماعی در کلاس ارتقا می‌یابد. به‌واسطه این امر دانش آموزان می‌توانند تکالیف و فعالیت‌های درسی خود را با یکدیگر انجام دهند، از مواد آموزشی مشترک استفاده کنند و به یکدیگر در درک بهتر مفاهیم و محتوای درسی یاری و مساعدت رسانند.

ایجاد ردیف‌هایی از میز و صندلی در کلاس موجب کاهش تعامل میان دانش آموزان می‌شود و این امر را تسهیل می‌کند که تمامی دانش آموزان بر یک نفر (معلم) در کلاس متمرکز شوند نه بر چیز دیگری. به‌منظور ارتقای کارکرد اجتماعی باید:

 با تمام دانش آموزان کلاس تماس چشمی داشته باشید.

 از پیش‌داوری در مورد نحوه قرار گرفتن دانش‌آموز در کلاس خودداری کنید.

 به‌صورت دوره‌ای نحوه قرار گرفتن دانش آموزان را در کلاس تغییر دهید تا همه نشستن در نقاط مختلف کلاس را تجربه کنند.

کارکرد شناسایی نمادها: شناسایی نمادها به فراهم نمودن اطلاعات به‌واسطه محیط کلاسی اشاره دارد و سؤال اساسی دراین‌باره: محیط کلاس درباره دانش آموزان چه اطلاعاتی را به ما می‌دهد؟ و اینکه کلاس درباره اهداف، ارزش‌ها و عقاید معلمان درباره آموزش‌وپرورش چه امری را برای ما روشن می‌نماید؟ راه‌های زیادی برای فردی کردن محیط کلاسی وجود دارد، مثلاً قرار دادن کارهای دستی، نقاشی‌ها و حتی عکس‌های دانش آموزان در محیط کلاس و حتی در نظر گرفتن روز تولد دانش آموزان در محیط کلاس باعث تمایز کلاس از سایر محیط‌های اجتماعی می‌شود.

کارکرد ابزاری: رهنمودها با توجه به کارکرد ابزاری محیط کلاسی عبارت‌اند از:

  • توجه به این امر که مواد آموزشی و کمک‌آموزشی در کلاس باید در دسترس تمامی دانش آموزان قرار گیرند.
  • قفسه‌ها و مواد آموزشی سازمان‌دهی مطلوب داشته مشخص باشد هر قفسه متعلق به کدام فراگیر است.
  • ردیف‌ها و معابر طوری طراحی شوند تا از ازدحام دانش آموزان و حواس‌پرتی آن‌ها اجتناب شود.
  • جایگاه معلم در کلاس به نحوه زمان گذراندن معلم در کلاس بستگی دارد (برای حرکت معلم در کلاس میز او در کنار و برای محیط کار در وسط کلاس باشد).
  • فعالیت‌های ناسازگار در کلاس باید جدای از یکدیگر صورت‌پذیرند. مثلاً اگر معلم قصد جلب‌توجه دانش آموزان را دارد باید موادی را که موجب حواس‌پرتی می‌شوند، از دسترس دور کند.

کارکرد رشد: طی این کارکرد وضعیت رشد دانش آموزان ارتقا می‌یابد و رشد شناختی دانش آموزان را به دنبال دارد. محیط کلاس باید موجب برانگیختن فراگیر به جستجو، مشاهده، آزمایش و کشف شود و این امر محقق نمی‌شود مگر با در نظر گرفتن مواد آموزشی متنوع مثل پازل‌ها، ابزارهای ریاضی، ابزارهای علمی در محیط کلاس.

فضای کلاس و نیاز دانش آموزان: دانش آموزان علاقه دارند در مکانی بنشینند که به‌راحتی بتوانند فعالیت‌های خود را انجام دهند، نزدیک به معلم (گاهی هم دور از معلم) باشند وبی مشکل او را ببینند (یا معلم آن‌ها را نبیند) و صدای او را بشنوند، تابلو کلاس را به‌راحتی ببینند، وسایل سمعی و بصری به‌راحتی در معرض دید آنان باشد و در مکانی قرار گیرند که بتوانند به‌راحتی با معلم به تعامل و بحث بپردازند (که البته در کلاس‌های شلوغ کمتر امکان‌پذیر است). همچنین به‌راحتی با دوستان و همکلاسی‌های صمیمی خود به تعامل بپردازند (و شاید هم به بازیگوشی و حرف زدن). بنابراین لازم است معلمان به ارتباط بین رضایت شخصی دانش آموزان از محیط کلاس و رابطه آن با سطح پیشرفت تحصیلی توجه کنند. در این خصوص می‌توان:

 به دانش آموزان اجازه مشارکت و اظهارنظر در مورد چیدمان فضای کلاس داده شود.

 حرکت و انعطاف‌پذیری در محیط کلاس ترغیب شود.

 بیشترین فضای ممکن برای هریک از دانش آموزان در محیط کلاس فراهم شود.

نحوه قرار گرفتن میز معلم در کلاس :

در پشت کلاس: معلم می‌تواند مستقیماً مراقب دانش آموزان باشد. دانش آموزان نیز می‌توانند با معلم بدون اینکه دیگران ببینند، ارتباط برقرار کنند.

در جلو کلاس: موجب ارتقای محیط معلم محور در کلاس می‌شود و می‌تواند تمام حوزه‌های کلاس را ببیند و بر فعالیت دانش‌آموز نظارت مستقیم داشته باشد.

در مرکز کلاس: موجب تسهیل یادگیری و ارتقای آن می‌شود. دانش‌آموز دسترسی آسان به میز معلم دارند ولی امکان برقراری گفتگوی اختصاصی با تک‌تک دانش آموزان فراهم نمی‌شود.

در کنار کلاس: این پیام را دارد که میز معلم فضای کار فردی است و گفتگوی اختصاصی بادانش آموزان نیز امکان‌پذیر خواهد بود.

سبک‌های آرایش کلاس :

تالار سخنرانی: (کنفرانسی مرسوم) همه روبروی معلم می‌نشینند. این سبک از تعاملات رودرروی دانش آموزان جلوگیری می‌کند. معلم برای حرکت به هر جای اتاق آزاد است. برای سخنرانی خوب است و زمانی که یک نفر برنامه‌ای را برای کل کلاس اجرا می‌کند.

رودررو (چهره به چهره): دانش آموزان رو درروی همدیگر می‌نشینند. حواس‌پرتی در این آرایش بیشتر از سبک سخنرانی است.

نامتقارن: تعداد کمی از دانش آموزان (۳ یا ۴ نفر) در صندلی‌هایی می‌نشینند اما مستقیماً روبروی هم نمی‌نشینند. کمتر باعث حواس‌پرتی شده و برای یادگیری‌های مشارکتی می‌تواند مؤثر باشد.

سمیناری: تعداد زیادی از دانش آموزان (۱۰ نفر یا بیشتر) به شکل دایره یا مربع و یا به شکل U می‌نشینند. زمانی مؤثر است که دانش آموزان می‌خواهند باهم یا با معلم صحبت کنند.

خوشه‌ای: تعداد کمی از دانش آموزان (۴ تا ۸ نفر) در گروه‌های کوچک خوشه‌ای کار می‌کنند. ای آرایش به‌ویژه برای فعالیت‌های یادگیری مشارکتی مؤثر است.

همچنین ببینید

نمونه سوالات ریاضی هشتم نوبت دوم

نمونه سوالات ریاضی هشتم نوبت دوم     ریاضی هشتم نوبت دوم با پاسخنامه ۱ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.