سه شنبه , اردیبهشت ۴ ۱۳۹۷
خانه / آموزشی / اختلال شخصیت خود شیفته ۱

اختلال شخصیت خود شیفته ۱

آشنایی با اختلال خودشیفته

خودشناسی
رشد و ثمر

اگر بخواهیم مبتلایان به این نوع اختلالات شخصیت را خیلی ساده وصف کنیم می توانیم بگوییم همان گروهی هستند که مردم، آنان را به شوخی «از خود متشکر» می گویند. خودشیفتگی در زبان های اروپایی به «نارسیسم» موسوم است که همان واژه نرگس در زبان فارسی می تواند باشد. این افراد خود را بدون جهت بزرگ می پندارند که ممکن است به صورت رفتارهای بزرگ منشانه هم تظاهر یابد نسبت به ارزیابی دیگران از خود بسیار حساس هستند. اگر کسی از آنان انتقاد نماید یا خرده بگیرد احساس هشم و شرم و تحقیر می کند. در مقابل چون مورد تشویق و تحسین قرار گیرند خوشحالی زایدالوصفی به آنان دست می دهند و نیازمند تعریف و تمجید و توجه دایمی هستند و مایلند همه جا به عنوان فردی استثنایی مورد توجه قرار گیرند. مایلند معاشران آنها افرادی برجسته باشد تا بتوانند این معاشران را به رخ دیگران بکشند هر چند این افراد خود را به ظاهر بزرگ و والا و مهم می دانند اما در اصل از احساس حقارت و بی ارزشی و سطحی بودن در رنج هستند و از این روست که در صدد جلب دائمی توجه و تحسین دیگران هستند تا بتوانند به خود بقبولانند که دیگران آنان را تایید می کند. درمان این بیماران و حتی متقاعد کردن آنان برای مراجعه به روان پزشک کار دشواری است زیرا می گویند «من هیچ اشکالی ندارم و خود شمار بیمار هستید به هر حال روان درمانی، درمان اصلی است.»

برای توضیح بیشتر به مثالی می پردازیم:

مهران مردی ۲۶ ساله است که سخت تلاش کرده است تا هنر پیشیه موفقی شود. با این حال او فقط چند نقش جزئی داشته و مجبور بوده است برای تامین زندگی خودش به عنوان خدمتکار یک رستوران کار کند. او به رغم عدم موفقیت، برای دیگران لاف می زند که همه نقش ها را رد کرده است، زیرا به اندازه کافی برای او مناسب نبوده اند. وی برای اینکه هنرپیشه شود، به صورت خودخواهانه هر کسی را که می تواند تبدیل به نردبان می کند و از او بالا می رود و بدین وسیله به استثمار دیگران به اهدافش می رسد. او از آشنایانی که نقش های هنرپیشگی کسب کرده اند به شدت دلخور است و با این اظهار که آنها فقط خوش شانس هستند، موفقیتشان را کوچک می شمارد. مهران که از دید دیگران بی اندازه مغرور به نظر می رسد، در رستوران با سرپرستش جر و بحثهای مکرر دارد، زیرا معتقد است او یک آدم حرفه ای است و شایسته نیست که خود را با شستن ظرفهای کثیف کوچک کند. او دیگران را آزرده می سازد، زیرا همیشه توقع دارد وی را برای لباسها، مو، هوش و بذله گویی اش تحسین کنند. مهران آنچنان به خود مشغول است که به سختی می تواند به دیگران توجه کند و شدیداً نسبت به نیازها و مشکلات آنها بی اعتنا است.

تعریف

اختلالات شخصیت خودشیفته یک اختلال عاطفی مهم است که تکبر، مبالغه، خودستایی، از خصوصیات آن است. افراد مبتلا به این اختلال نسبت به مردم هیچ گونه احساس یگانگی و دلسوزی ندارند اما مدام احتیاج به تحسین دیگران دارند.

اختلال خودشیفته یکی از اختلالهای شخصیت است که کل این اختلالها، ناتوانی شخصی در پذیرش درخواستها و محدودیتهای جهان منعکس می کند. این اختلالات ممکن است به طور منظم در رفتار شخص و ارتباط با خانواده، دوستان و همکاران اختلال ایجاد کند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته یک تصویر مبالغه آمیز از اهمیت خود دارند. چنین افرادی از عزت نفس پایینی برخوردارند. اغلب اوقات خود را دوست ندارند (به خود علاقه ای ندارند) بنابراین همیشه به دنبال توجه هستند تا خود را تایید کنند. زمانی که بازتاب ها تصویر مبالغه آمیز آنها را تثبیت نمی کند، سعی می کنند خود را عقب بکشند. اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از دیگر اختلالهای شخصیت رایج است و حدوداً کمتر از یک درصد افراد به آن مبتلا هستند. بعضی از مطالعات نشان می دهد که این اختلال در مردان رایج تر است و درمان آن روان درمانی است.

در اختلال شخصیت خودشیفته مرز بی نهایت نسبت به اعمال و رفتار و گفتار خود مطمئن است و تقریباً حرف کسی را قبول ندارد. این افراد به قدری از خود راضی هستند که از منطق عادی جامعه خود فاصله می گیرند و به طور بیچاره گونه به خود متکی می شوند و کنار آمدن با این اشخاص بسیار مشکل است و به خصوص اگر در جامعه موقعیت های اجرایی در دست داشته باشند بهتر است پزشکانی که مورد مشورت سازمانهای دولتی و خصوصی برای استخدام افراد هستند به جنبه های روانی و رفتاری اشخاص دقت زیادی داشته باشند.

بیماران خودشیفته با احساس عمیق «اهمیت خود، خودبزرگ بینی و نوعی بی نظیر بودن» مشخص می شوند. این افراد خود را آدمهای خاصی می پندارند و انتظار دارند به طور خاصی نیز با آنها رفتار شود. تحمل انتقاد برایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده، فرد مورد نظر را به «نادانی، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می کند. خود را قوی، مشهور، داناترین و … قلمداد کرده، انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارد. چون دیگران نمی توانند خواسته های آنها را برآورده سازند. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعیشان شکننده بوده و مسائل بین فردی، شغلی و فقدانهای زیادی دارد که با رفتار خود آنها را به وجود می آورد، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارد.

تاریخچه

خودشیفتگی به معنای عاشق خود بودن است. رفتار و احساس طبیعی این است که خود را دوست بداریم پس عاشق خود بودن از هنجار و طبیعت خُلق آدمی بدور است و یک بیماری شناخته می شود.

لغت خودشیفته ترجمه لغت Narcissistic است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام (نارسیسوس) عاشق عکس خود که در آب افتاده می شود و داخل آب می پرد و فرشته ای که در آن دیده است را بگیرد و غرق می شود؛ و این داستان عجیب وجه تمایزی برای معرفی نوعی اختلال شخصیت موسوم به اختلال شخصیت خودشیفته شد.

مفهوم خودشیفتگی از دیدگاه فروید

خودشیفتگی اصطلاحی است که اولین بار فروید آن را به کار برد. فروید اصطلاح خودشیفتگی را برای وضعیتی به کار برد که در آن لیبیدو شخص در خود ایگو مصرف می شود تا افراد دیگر. این مفهوم از خودشیفتگی فروید را در ارتباط با نظریه غرایض با مسائل ناراحت کننده ای مواجه ساخت. چون اساساً تفکیک او بین غریزه لیبیدویی و غرایز آیگو یا صیانت نفس را در هم ریخت. برداشت خاص فروید از خودشیفتگی موجب شد که او این اصطلاح را برای طیف وسیعی از اختلالات روانی به کار برد. بر عکس کاربرد امروزی که این اصطلاح را به نوع خاصی از اختلال شخصیت محدود کرده است فروید این اختلالات را زیر عنوان نوروزهای خودشیفتگی جمع کرد، حالاتی که در آن لیبیدو شخص از اشیاء قطع و به سوی خود شخص بر می گردد. فروید در سال ۱۹۰۸ اظهار نمود که در دمانس پره کوز (اسکیزوفرنی) به نظر می رسد لیبیدو از دیگران و اشیاء بریده شده است و به این نتیجه رسید که این گسستگی ممکن است مسئول فقدان تماس با واقعیت باشد که از خصوصیات این بیماران است. او معتقد است که قطع وابستگی های لیبیدویی مسئول فقدان تماس با واقعیت در سایر بیماران پیسکوتیک نیز هست. خودبزرگ بینی و احساس همه توانی در چنین بیمارانی بازتاب سرمایه گذاری لیبیدویی مفرط در ایگو است.

فروید کاربرد خود را از اصطلاح خودشیفتگی به روان پریشی ها محدود نکرد به نطر فروید در حالات بیماری جسمی و خود بیمار انگاری سرمایه گذاری لیبیدویی غالباً از اشیاء برونی و علائق و فعالیت های خارجی بریده می شود. همچنین معتقد بود که در خواب طبیعی لیبیدو از اشیاء خارجی بریده شده و در جسم خود خواب بیننده صرف می شود. همجنس گرایی را نوعی انجراف می شمرد و نظرش این بود که این انحراف نوع خویشتن کامانه از انتخاب شی است که در آن شخص عاشق نوعی آرمانی از خود می گردد که در وجود فردی دیگر متجلی است. او تظاهرات خودشیفتگی را در باورها و افسانه های انسان های ابتدایی نیز مشاهده می کرد به خصوص باورهای مربوط به توانایی تایید بر رخدادهای برونی از طریق همه توانی سحرآمیز و فرایندهای فکری خود شخص در مسیر رشد طبیعی، کودکان نیز به باور همه توانی خود را نشان می دهد.

ادامه دارد

همچنین ببینید

۳ تصمیم مهم زندگی

۳ تصمیم مهم زندگی  ” زندگی، جمع نتیجه تمام تصمیم هایمان است ” این یکی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.