خانه / آموزشی / اختلال شخصیت خودشیفته ۳

اختلال شخصیت خودشیفته ۳

اختلال شخصیت خودشیفته ۳

ویژگی های افراد خودشیفته

۱- تمام خودشیفتگان توجه بیش از حد به جسم خویش دارند. بسیار عجیب است که بیش از آنکه روی روان خود متمرکز باشند به تن خود می پردازند احساس می کنند که چقدر زیبا هستند.

۲- یکی دیگر از ویزگی های مهم این افراد حسادت است، هرگز نمی خواهند کسی را مثل خود ببینند.

۳- ویزگی دیگر آنها خودشیفتگی و خود برتر بینی شدید است، از این رو هیچکس را داخل مجموعه آدمیان نمی دانند.

خودشیفتگان هیچ دوستی ندارند. جالب است که با عزیزترین نزدیکانشان در کمترین مدت ممکن و بعلت بی ارزش ترین و ناچیزترین مسائل قهر می کنند.

۴- افراد خودشیفته آرایش غلیظ می کنند، لاس ها را از رنگ های تند و تیز انتخاب می کنند رنگ های کاملاً متضاد بر می گزینند.

انواع تیپ های خودشیفتگی

میلون و همکارانش با در نظر داشتن این نکته که در تخریب اختلال شخصیت خودشیفته انواع رفتارها گنجانده شده است چند تیپ فرعی را مطرح کردند. خودشیفته نخبه گرا، عاشق پیشه، غیراخلاقی، جبرانی.

۱- نخبه گرایان: احساس افتخار و قدرت می کنند و تمایل دارند مقام و موقعیت های خود را به رخ دیگران بکشند معمولاً در حال ترقی هستند و به شدت به ارتقای درجه خود مشغولند و می کوشند جایگاه خاصی را به وجود آورند و از هر فرصتی برای مشهور شدن استفاده می کنند.

۲- عاشق پیشه: تمایل دارند از لحاظ جسمی اغواگر باشند با این حال از محبت واقعی اجتناب می کنند. این گونه افراد خیلی دوست دارند افراد ساده لوح از لحاظ هیجانی نیازمند را وسوسه کنند و آنها را طوری به بازی بگیرند که به طور فریبنده ای نشان دهند دوست دارند با آنها رابطه نزدیکی داشته باشند و با این حال موقت از بدن پرحرارت دیگران بهره کشی می کنند.

۳- غیراخلاقی: از این نظر که بی وجدان، فریبکار و خودپسند و استثمارگر هستند خیلی به افراد ضد اجتماعی شباهت دارند حتی وقتی که معلوم می شود آنها به خاطر انجام دادن رفتار غیرقانونی گناهکار هستند نگرش بی اعتنایی دارند و به طوری عمل می کنند که انگار قربانی را باید به خاطر توجه نداشتن به آنچه روی داده است سرزنش کرد.

۴- جبرانی: منفی گرا هستند و می خواهند احساسات عمیق حقارشان را خنثی کنند آنها می کوشند توهمات برتر بودن و استثنایی را ایجاد کنند.

دسته های خودشیفتگی

در خودشیفتگی سه گروه اصلی داریم:

۱- مردمی که خودشیفتگی بالا دارند. این دسته افراطی هستند که توجهی فزون مایه به جسم خویش، خودبزرگ بینی و حسادت دارند و هیچ دوستی ندارند، بسیار مصرف کننده، بی عاظفه و خودبین اند و اگر خانم هستند آرایش بسیار غلیظی می کنند.

۲- مردمی که خودشیفتگی پایین دارند. این دسته تفریطی ها هستند که خود را دوست ندارندف عاشق پیشه اند، مشاغل پست را انتخاب می کنند، خود ازارند، افسرده اند، نه خود و نه هیچ کس را واقعاً دوست ندارند، میل ناخودآگاه به خودکشی دارند، بسیار از خود گذشتنه اند، مواد مخدر مصرف می کنند، ارج و اعتباری برای خود نمی گذارند.

۳- مردمی که شیفتگی حیاته مالی دارند. این دسته مردم معتدل اند که در روابط اجتماعی و احساس های فردی راه اعتدال را می پویند.

سبب شناسی

یکی از عواملی که عموماً مورد اشاره قرار می گیرد، شکست همدلی از سوی مادر همراه با طرد یا از دست دادن آن است. علل های اصلی اختلال شخصیت خودشیفته نامشخص است. محققان بر این باورند عوامل رشد دوران کودکی و رفتار والدین ممکن است به این اختلال کمک کند:

۱- خلق و خوی زودرنجی در کودکی

۲- لوس بار اوردن بیش از حد کودک

۳- بها دادن به کودک به منظور تنظیم عزت نفس خود

۴- تحسین بیش از اندازه که هرگز با واقعیت تطابق ندارد

۵- مراقبت های غیرقابل پیش بینی و غیرواقعی از والدین

۶- سوء استفاده عاطفی (توهین عاطفی) در دوران کودکی

۷- تحسین شدن به خاطر چهره و استقرار خاص توسط بزرگسالان

۸- آموختن رفتارهای عوام فریبی از والدین

فردی که در دوران کودکی- دورانی که بیش از همه وقت و پیش از هر چیز نیازمند توجه هستیم مورد بی توجهی، طرد، تحقیر و توهین والدین و اطرافیان واقع می شود، لاجرم در بزرگسالی دیواری نامرئی به دور خود می پیچند و از این جهان سراسر آشوب به خویشتن خویش پناه می آورد و شیفته خویش می شود، چرا که دیگر تاب تحمل طرد و تحقیر و انتقاد را ندارد. هر کودکی نیاز دارد که والدین موفقیت ها و دستاوردهای او را تایید کنند و به آنها پاسخ های مثبت بدهند. کودک بدون اینها ناایمن می شود این ناایمنی به طرز اسرار آمیزی در خود والا بینی کاذب جلوه گر می شود که می توان آن را از تلاش فرد برای جبران کردن آنچه قبلاً از زندگی اش حذف شده، برداشت کرد. این افراد که از شالوده محکمی برای خود سالم بی بهره اند، خودکاذبی را به وجود می آورند که به طور متزلزلی بر عقاید خود بزرگ بینی و غیرواقع بینانه در مورد شایستگی و جذابیت آنها استوار است؛ بنابراین اختلال شخصیت خودشیفته را می توان به صورت ابراز این ناامنی و نیاز به توجه کودکی در فرد بزرگسال تلقی کرد. خودشیفته ها معمولاً به دو دلیل فاقد حس همدلی و همدردی نسبت به دیگران هستند. یکی اینکه در کودکی والدینشان بیشتر در پی ارضای تمایلات و نیازهای خود بوده اند تا فرزندانشان و بدین صورت چنین طرز فکری را در کودک به ودیعه می گذارند که تشفی خاطر خود مهم تر از توجه به نیازها و مشکلات دیگران است. دو اینکه یک فرد خودشیفته اساساً توانایی دیدن جهان از دریچه ذهن مخاطب را ندارند و این در حالی است که همدلی مستلزم دیدن دنیا از دریچه لنزهای ذهن دیگران است شاید به همین دلیل نیز باشدکه افراد خود شیفته از «تاثیر رفتار خود بر دیگران» آگاهی ندارند.

بیشترین توجه در مورد خودشیفتگی بیمارگونه بعضی افراد در نظریه روانکاوی صورت گرفته است. از نظر فروید، خودشیفتگی مرحله ای از رشد طبیعی است که بعداً در مراحل رشد یافته تر به عشق خارجی (دیگری) متحول می شود و کودک قادر می شود به دیگران عشق بورزد. خوشیفتگی بیمارگونه زمانی ظاهر می شود (به عشق خارجی متحول نمی شود) که کودک اغلب بوسیله کسانی مراقبت شوند که بطور اطمینان بخشی او را دوست نداشته باشند. فروید اعتقاد داشت که اکثر افراد خودشیفته والدینی «سرد، بی تفاوت» و در عین حال نسبت به کودک خود پرخاشگری و کینه توزی داشته اند. در این وضعیت کودک برای بدست آوردن محبت و عشق مطمئن به درون بر می گردد تا بر احساس شکننده طرد شده (دوست نداشته شدن) غلبه کند.

تشخیص افتراقی

هر سه اختلال نمایشی، فردی و ضد اجتماعی اغلب همزمان با اختلال شخصیت خودشیفته در یک مرز وجود دارند؛ و این به معنی این است که تشخیص افتراقی آنها از هم بسیار دشوار است. بیماران دچار اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت فردی اضطراب دارند، زندگیشان کمتر از آنها آشوبناک است و اقدام به خودکشی نیز کمتر می کنند و در بیماران دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی سابقه رفتار تکانشی وجود دارد که اغلب به سوء مصرف الکلی و سایر مواد مربوط است و باعث می شود که گرفتاری های مکرر قانونی پیدا کنند، در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی خصایصی از آلت نمایشی (exhibitionism) و دست انداختن و سرکار گذاشتن دیگران در روابط بین فردی دیده می شود که با آنچه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته دیده می شود مشابهت دارد.

۱- اختلال شخصیت ضد اجتماعی: شخصیت های ضداجتماعی رفتارشان تکانشی است و غالباً در زندگی شان سابقه سود مصرف الکل و موارد و درگیری با قانون دارند و بنابراین از شخصیت خودشیفته قابل تفکیک است این بیماران آشکارا قوانین و حقوق دیگران را نادیده می گیرند.

۲- اسکیزوفرنی پارانوئید: این بیماران هذیان های آشکار دارند.

۳- اختلال شخصیت مرزی: این بیماران تهییج پذیری و بی ثباتی بیشتری نشان می دهند و زندگی آنها آشفته تر از خودشیفته ها است.

۴- اختلال شخصیت نمایشی: این بیماران احساسات بیشتری را نمایش می دهند. چون شخصیت خودشیفته- توجهش فقط به خودش است بنابراین ظرفیت صمیمیت و هم حسی شان پایین تر از شخصیت نمایشی است.

سیر و پیش آگهی

این اختلال مزمن است و درمان آن نیز مشکل است چنین بیمارانی مدام ناچارند ضربه هایی را که از رفتارشان ناشی می گردد یا تجربیات زندگی آن ها را بوجود می آورد بر پیکر خودشیفتگی خود تحمل کنند. پیشرفت سن را خوب تحمل نمی کنند چون برای زیبایی، قدرت و صفات جبرانی ارزش زیادی قائلند و بطور نامتناسبی به آن ها وابسته اند به همین دلیل ممکن است نسبت به بحران های میانسالی بیشتر از دیگران حساس و آسیب پذیر باشند. بیمار با افزایش سن برای خودشیفتگی یک آسیب به شمار می رود. بنابراین در برابر بحران های نیمه عمر آسیب پذیرترند. عوارض احتمالی عبارتند از اختلالات خلق، روان پریشی های گذرا، اختلالات شبه جسمی، اختلالات مصرف مواد. پیش آگهی کلی محافظه کارانه است.

از چه زمانی به جستجوی مشاور پزشکی باشیم؟

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است دیگر اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی و اختلال افسردگی را نیز داشته باشند و هم چنین ممکن است به مسائل زیر نیز دچار باشند:

۱- فکر خودکشی

۲- روابط تضعیف میان فردی و خانوادگی

۳- بی قوارگی مزمن

۴- رفتارهای نامناسب عاطفی

درمان

درمان اختلال شخصیت خودشیفته چون اگر قرار است پیشرفتی در کار آنها صورت بگیرد باید از خودشیفتگی خود دست بردارند. روان پزشکان مثل اتوکرنبرگ و هانیش کوهوت رهیافتهای روانکاوانه را برای اصلاح این بیماران پیشنهاد می کنند اما برای آنکه معلوم شود اصلاً چنین تشخیصی معتبر است یا نه و اگر معتبر است بهتری درمان کدام است؛ اما هنوئز باید پژوهش های بیشتری صورت گیرد برخی بالینگران گروه درمانی را برای بیمار خود توصیه می کنند تا آنها بتوانند چگونگی مشارکت با دیگران را یاد گرفته و تحت شرایط ایده آل واکنشی توام با همدلی نسبت به دیگران نشان دهند.

رویکرد پویشی

طبق رویکرد روان پویشی، درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته بر این نظر استوار است که آنها فاقد تجربیات اولیه تحسین شدن برای ویژگی های مثبت شان هستند. هدف درمان این است که تجربه رشد اصلاحی تامین می شود به این صورت که درمانگری برای حمایت کردن از تلاش درمانجو در رسیدن به شهرت و تحسین شدن، با او همدلی می کند.

اما در عین حال می کوشد وی را به سمت این درک واقع بینانه تر هدایت کند که هیچ کس بی عیب نیست. عجب اینکه هر چه درمانگر، درمانجو را بیشتر به رسمیت بشناسد و حمایتش کند او کمتر خودبزرگ بینی و خود محور می شود.

درمان شناختی- رفتاری

برای اختلال شخصیت خودشیفته نیز به سمت کاهش دادن خود بزرگ بینی درمانجو و تقویت کردن توانایی های او را برقرار کردن رابطه با دیگران گرایش دارد. درمانگر برای رسیدن به این هدف مداخله هایی را ترتیب می دهد که به جای حمله کردن به تمایلات خود بزرگ بینی و خود محوری درمانجو، روی آن ها کار می کند. برای مثال درمانگر به جای اینکه سعی کند درمانجو را متقاعد سازد کمتر خود خواه باشد می کوشد به او نشان دهد که راههای بهتری هم برای رسیدن به هدف های شخصی مهم وجود دارند و در عین حال درمانگر از تسلیم شدن در برابر درخواست های درمانجو برای نظر نساعد و توجه خودداری می کند زمانی که درمانگر یک برنامه کاری را با اهداف درمانی روشن تهیه و آن را دنبال می کند درمانجو یاد می گیرد که چگونه محدودیت هایی را در زمینه های دیگر زندگی تعیین کند.

دارو درمانی

برای بیمارانی که یکی از علائم بالینی آشان چرخش‌های سریع خلق (moolswines) است، لیتیوم یا (eskalitkh) را به کار می‌برده‌اند و اختلال شخصیت خودشیفته نمی‌توانند طرد را تحمل کنند و مستعد افسردگی هستند و داروهای ضدافسردگی به‌ویژه داروهای سرتونرژیک می‌تواند مفید باشد.

همچنین ببینید

نارسیسم

اختلال شخصیت خود شیفته ۱

آشنایی با اختلال خودشیفته اگر بخواهیم مبتلایان به این نوع اختلالات شخصیت را خیلی ساده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.