سه شنبه , مرداد ۲۳ ۱۳۹۷

آرامش

آرامش

آرامش پرنده

روزگاری حاکمی اعلام کرد به هنرمندی که بتواند آرامش را در یک تابلو نقاشی بیاورد، جایزه‌ای نفیس خواهد داد. بسیاری از هنرمندان سعی کردند و حاکم همه تابلوهای نقاشی را نگاه کرد و از میان آنهادو تابلو پسندید و تصمیم گرفت یکی از آن‌ها را انتخاب کند.

اولی نقاشی یک دریاچه آرام بود؛ دریاچه مانند آینه‌ای تصویر کوه‌های اطرافش را نمایان می‌ساخت، بالای دریاچه آسمانی آبی با ابرهای زیبا و سفید بود، هر کس این نقاشی را می‌دید حتماً آرامش را در آن می‌یافت.

در دومی کوه‌هایی بود ناهموار و پر صخره؛ آسمان پر از ابرهای تیره، باران می‌بارید و رعدوبرق می‌زد، از کنار کوه آبشاری به پایین می‌ریخت، در این نقاشی اصلاً آرامش دیده نمی‌شد.

اما حاکم با دقت نگاه کرد و پشت آبشار بوته‌ای کوچک دید که در شکاف سنگی روییده بود. در آن بوته پرنده‌ای لانه کرده بود و در کنار آن آبشار خروشان و عصبانی، پرنده‌ای در لانه‌ای با آرامش نشسته بود.

حاکم نقاشی دوم را انتخاب کرد و گفت: آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد، یا کار سختی پیش رو نباشد، آرامش یعنی درمیان صدا، مشکل و کار سخت،دلی آرام وجود داشته باشد.

منبع : www.mini-story.blogfa.com

همچنین ببینید

ارزش های زندگی

ارزش های زندگی مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود… کشاورز به او …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.